فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )

163

سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )

باغهاى گذرگاه مستقر كرده بود . پس از عبور از سربالائى بسيار باريكى ، از دو اطاق پرنقش و نگار و زيبا كه در كفشان فرش گسترده بودند گذشتيم و به تالارى نسبتا بزرگ وارد شديم . اين تالار نيز پرنقش و نگار بود و پنجره‌هائى زيبا داشت كه چارچوبهاى آنها به طلا و لاجورد و ديگر رنگها مزين بود . كف اين تالار نيز با قاليهاى گرانبهاى كرمان مفروش گرديده بود . هنگام ورود سفير سلطان در گوشه‌اى از آخر تالار ايستاده بود . او سفير را با مهربانى و حالتى حاكى از خشنودى به حضور پذيرفت . اما از جائىكه ايستاده بود تكان نخورد و حتى يك قدم به جلو نگذاشت . و اين رسم ايرانيان است كه نه از ديداركننده استقبال مىكنند و نه همراه او قدم برمىدارند . و عجب آنكه در مواردى هم كه ديداركننده از ديدار شونده مقامى والاتر داشته باشد اين رسم را معمول مىدارند ، چنان كه بسيار ديده شده است كه يك مقام متوسط الحال نيز به حالت نشسته يك شخص عاليمقام را مىپذيرد و هنگام ورود و خروج وى از جاى خود نمىجنبد . همچنين سلطان از سفير درخواست كرد كه به همهء خدمه‌اش دستور دهد وارد همان تالار شوند و با اينكه مترجمان به وى گوشزد كردند كه در اروپا خدمهء اشخاص - به احترام اربابان خود - به بارگاه وارد نمىشوند حاكم چنان در درخواست خود پافشارى كرد كه سفير ناچار شد نه تنها نجيب‌زادگان بلكه پيشخدمتها و حتى جلودارها و غاشيه‌كش‌ها را نيز به داخل تالار بخواند . همگى اين گروه پس از ورود بر فرشى كه در تالار گسترده بود نشستند . سلطان طبق معمول از همگان پذيرائى شايان كرد اما اين پذيرائى براى سفير بسيار كسل‌كننده و تلخ بود چنان كه جز پايان يافتن مجلس آرزوئى نداشت ؛ زيرا علاوه بر آن‌كه از نشستن بر كف اطاق - پشت به ديوار - و رو به در ورودى ، ولو در بالاى مجلس ، ناراحت بود ، طبق معمول همهء مردم آسيا و افريقا وسائل پذيرائى بر سفره‌اى ابريشمى كه روى زمين گسترده بودند چيده شده بود و غذاهاى گوشتى نيز با شيوه‌اى كاملا مغاير با آنچه در اروپا مرسوم است